زمان مطالعه : ۴ دقیقه

 

صفحه دوم سرچ گوگل؛ بهترین جا برای پنهان کردن یک جسد!

وقتی صحبت از شرکت بزرگی مثل گوگل میشه سریعاً تصوری از یک کمپانی تو ذهن هر کسی شکل می گیره سیستماتیک و هدفمند، دارای چارچوب های قانونی مشخص و پرسنلی با IQ در حد آدم فضایی که وظایفشون درست به اونها تفهیم شده و کلی مکانیزم کنترلی و بازرسی عجیب و غریب که با روش های پیچیده تحلیلی و سیستم های فوق هوشمند و آزمایشگاه های فوق پیشرفته بیست و چهار ساعته دارند عملکرد محصولات سازمان را کنترل می کنند و مشکلات را شناسایی و قطعاً بعد از شناسایی مشکل بطور سیستماتیک به واحدهای مربوطه ابلاغ می کنند. بعد از اون کمیته های حل مسئله با حضور نمایندگان واحدهای مربوطه شکل می گیره و در طول جلساتی منظم و برنامه ریزی شده راهکارهای مختلفی پیشنهاد و ارزیابی می شه اونوقت بهترین راهکارها، سلسله مراتب سازمانی را تا بالاترین مقام سازمان برای تأیید نهایی طی می کنند و صد البته همه اینها زیر نظر یک واحد کنترلی و ناظر، برنامه زیری و اجراء می شه تا کوچکترین انحرافی در اجرا سریعا شناسایی و اعلام بشه. در چنین شرایطی بطور خوشبینانه چند هفته تا چند ماه هم زمان صرف میشه تا تصمیم نهایی گرفته بشه.

اما حالا با این ذهنیت که احتمالا خیلی از ما ها اون رو به عنوان مکانیزم رایج سازمان های موفق قبول کردیم که البته کار کردن تو خیلی از شرکت های بظاهر با کلاس (در عمل چپرچلاق) داخلی هم تو شکل گیری این ذهنیت بی اثر نبود پیشنهاد می کنم ادامه مقاله رو درباره چگونگی شناسایی و حل یک مشکل بزرگ در گوگل بخوانید. مشکلی که راه حل اون منجر به یک پیشرفت فوق العاده در موتور جستجوی اد وردز گوگول می شه.

در یک بعد از ظهر آخر هفته کاری لاری پیچ مؤسس و بنیانگذار گوگل مشغول گشت زنی در صفحات گوگل بود. او از آنچه می دید اصلاً راضی نبود. در نتایج موضوعاتی که جستجو می کرد با آگهی ها و لینکهای مزاحمی مواجه می شد که اصلاً موضوع مورد نیاز او نبودند مثلاً در نتیجه جستجوی Kawasaki H1B با کلی آگهی های مزاحم درخصوص وکلایی که به مهاجران دارای ویزای H1B خدمت میدهند مواجه شد یا در جستجوی عبارت “نقاشی غارهای فرانسه” با کلی آگهی های گالری داران فروشنده نقاشی مواجه شد که حتی یک نمونه تصویر از نقاشی ها را در آگهی شان نیاورده بودند.

این نتایج فاجعه اند.

او می دونست موتور جستجوی گوگل یک مشکل بزرگ دارد که می تواند روی رضایت کاربران سیستم اثر بسیار بدی بگذارد. دقیقاً یک مشکل بزرگ دریک بعد از ظهر آخر هفته کاری و در اتاق مدیر عامل توسط خود مدیر عامل شناسایی شد بعد از این هم لاری پیج برخلاف تصور رایج ما هیچ کار سیستماتیکی نکرد.

در عوض صفحاتی که نتایج دلخواهش را نداشتند پرینت گرفت و نتایج نامربوط و مزاحم را هایلات کرد و آن کاغذ ها را روی دیوار آشپزخانه، کنار میز بیلیارد، اتاق فیلم و… نصب کرد و در زیر هر صفحه با خط درشت نوشت “این نتایج افتضاح اند” و سپس به خانه رفت. او با هیچ کس تماسی نگرفت و به هیچ کسی ایمیلی نفرستاد و هیج جلسه فوری ترتیب نداد.

درست در صبح دوشنبه اول هفته کاری آینده مهندسی از بخش جستجو بنام جف دین ایمیلی فرستاد، او و چهار نفر دیگر از مهندسان پیام لاری را روی دیوار دیده بودند و با لاری درخصوص افتضاح بودن نتایج هم عقیده بودند لذا آنها بدون اینکه به کسی بگویند تمام آخر هفته را روی این مشکل کار کردند. به بیان بهتر ایمیل ارسالی جف شامل تحلیلی موشکافانه از علت مشکل و همچنین حاوی لینکی از اجرای پیش نمونه راه حل بود که آنها در آخر هفته کد کرده بودند و البته همین پیش نمونه مبنایی شد برای اجرای پروژه ای تحت عنوان “بردار عبارت یاب” و شکل گیری موتور جستجوی ادوردز گوگل. موتور جستجویی که خیلی بی ربط نیست که می گویند.

The best place to hide a dead body is page two of Google search results

بهترین جا برای پنهان کردن یک جسد صفحه دوم جستجوی گوگل است چون بدنبال سرچ دراین موتور جستجو با احتمال زیاد نتایج دلخواهمان را در همان صفحه اول پیدا خواهیم کرد و نیازی به مراجعه به صفحات بعدی نداریم.

در مورد نحوه شناسایی مشکل خیلی بحثی نداریم و نمی‌خواهیم نتیجه بگیریم که در گوگل همه مشکلات اینطوری شناسایی می شه و هیچ مکانیزم بازرسی و کنترلی وجود نداره اما این موضوع مطرحه که گاهاً مشکلات بزرگ با یک نگاه بسیار ساده درک می شن. ولی در مورد چگونگی ارائه راه حل مشکل. بنظرم کاری که جف دین و چهار نفر دیگر از مهندسان گوگل انجام دادند خصوصیت پرسنلی است که گوگل اونها را باهوش های خلاق صدا می کنه. باهوش های خلاق بجای مقاومت خیلی زود نتایج نامطلوب را درک می کنند اونها می دانند که این نتایج قبل از اینکه در شأن سازمانشان نباشه در شأن خودشان نیست. اونها می دانند که اینجا هستند تا همه چیز رو عالی انجام بدهند و خودشان را در قبال هر چه که عالی نیست مسئول می دونند. اونها کسانی هستند که قبل از ورود به هر سازمانی به فرهنگ اون سازمان دقت می کنند برخلاف خیلی از ما که اولویت فرهنگ سازمانی برای ما جایی بین کیفیت چایی آبدارخانه سازمان و تعداد گلدان های داخل راهرو سازمان داره. باهوش های خلاق در داخل گوگل تبدیل به باهوش خلاق نشدند اونها از اول باهوش خلاق بودند. بیخود نیست که گوگل سخت گیرانه ترین مکانیزم جذب نیرو را دارد چون اونها بقول خودشان بدنبال باهوش های خلاقند.

راهکار گستر بلوطبا ما همراه باشید